تبليغاتX
عاشق دلخسته
دوستدار همه عاشقای دنیا به خصوص تو دوست عزیز که اومدی تا بهم سر بزنی هستیم
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تو را با لحجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ...

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چه تو در سر داشتی

از تنهایی و حسرت رها کردم ...

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا تا کی برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و

بعد از رفتنت ...

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

و من در اوج پاییزی ترین ویرانه ی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا ...

شاید به رسم و عادت پروانگی

من باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ...

تقدیم به همه دوستای مهربونم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 12:58  توسط امــیــر | 
سلام به همه دوستای عزیزم که تو این مدت تنهام نذاشتن

و یه سلام مخصوص به اونایی که لطف داشتن و نظر دادن و منو شرمنده کردن. همتون میدونید من به دلیل همون مزاحمی که داشت اذیت میکرد یه مدت نبودم ولی از الان کما فی السابقدر خدمت شما هستم امیدوارم شما هم چیزی از لطفتون کم نشده باشه و بازم بهم سر بزنید

 

دوستت دارم بي آنکه مرا دوست داشته باشي

 دوستت دارم حتي اگر به چشمان خيسم بخندي

و بي خيال اين باشي که دلم شکسته است...

 دوستت دارم حتي اگر دلت سنگ باشد

 حتي اگر هيچ احساسي بر من نداشته باشي

 با اينکه ميدانم در دلت يک دنيا محبت است

 و احساست ، مثل آب پاک و زلال است...

مرا باور داشته باش ، حتي براي يک لحظه

 هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن ...

 بيا تا تنهايي دوباره به ويرانه دلم نيامده است!

 تا تنهايي قاب خالي و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته

منتظر نظرات خوشکلتون هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 9:55  توسط امــیــر | 
               توجه                          توجه                                    توجه      

این آپ رو حتما" بخونید

سلام

دوستای عزیز صبر کنید زیاد عجله نکنید تو قضاوت کردن

جدیدا" یه آدم مزخرف پیدا شده داره با اسم من و آدرس وبم واسه پیوندای وبم یه سری مزخرفات سر هم میکنه ولی من نیستم آخه مگه دیوونه هستم این کارو بکنم نمیدونم چی گفته یا به کیا گفته ولی فقط اینو میدونم که من نیستم و نخواهم بود

شما هم به جای اینکه این حرفارو به من بزنید یه کم کمکم کنید تا از شر مزاحم خلاص شم

ضمنا" هر کسی میتونه با اسم و آدرس وب دیگران واسه هر که دلش خواست کامنت بذاره(اینو که همتون میدونید) آیا من مقصرم که میخوان منو جلو دوستای وبلاگیم خراب کنن؟

به همه اونایی که کامنت گذاشته بودن جواب دادم یکی پیدا شه بگه من چی کار کنم؟

منتظرتون هستم هر کسی میتونه راهنماییم کنه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 12:47  توسط امــیــر | 
سلام به همه دوستای عزیزم

تقدیم به همه اونایی که عاشق هستن و معنی عشق رو میفهمن

سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

منتظر نظرای قشنگتون هستم

موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:19  توسط امــیــر | 
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت؟

                                                        بشکست عهد و از غم ما هیچ غم نداشت؟

بر من جفا ز بخت من آمد و گرنه یار

                                                       حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

دوستای گل و نازنین سلام

بخدا دلم برا همتون تنگ شده بود من از امروز بازم مزاحمم

اگه بخواید راجع به کنکور بپرسید شکر خدا خوب بود 

دوستای گل از خودتون بگید که دارم میمیرم از دوریتون ضمنا" من به کسی نگفتم که آومدم خواستم

ببینم چه کسایی زودتر میان پیشم پس خواهشا" ناراحت نشید از اینکه خبر ندادم

منتظر کامنتای نازتون هستم  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 17:21  توسط امــیــر | 
سلام به همه دوستای خوب و با حال

امیدوارم حالتون خوب باشه اگه خدای نکرده بخواید حال منو بدونید منم شکر خدا خوبم و الان آومدم واسه آپ خداحافظی

صبر کنید توضیح میدم

راستش من امسال میخوام کنکور بدم واسه همینم میخوام تو این یک ماه آخر بچه درس خون بشم

پس فعلا" وب بی وب

ضمنا" این اصلا" آپ خداحافظی نیست من بعد از کنکور بازم میام یعنی شما دوستای گل فقط ۱ماه از دست من راحتین بعدش بازم مزاحم همتون میشم

راجع به این آپ کامنتاتونو میخونم بعدش میرم حدودا" تا ۳روز بعد از تاریخ نوشتن این مطلب میام وب

ببینم چی کار میکنیدا؟

برام دعا کنید منم دعاتون میکنم

منتظر کامنتای خوشکلتون هستم

تا بعد از کنکور خداحافظ همتون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:22  توسط امــیــر | 
سلام خدمت همه دوستای عزیز و مهربون ببخشید اگه تو این مدت نتونستم آپ کنم الانم دیدم  یکی از دوستای گل یه شعر قشنگ گذاشته  گفتم به عنوان آپ ازش استفاده کنم جالبه امیدوارم از خوندنش لذت ببرین

ضمنا" از کامنتای قشنگتون بی نهایت ممنونم امیدوارم همیشه همتون شاد و سرحال باشید

 


نــــــه بــــه ايــــــن آبي آرام بلند


نه به ابر؛ نه به آب؛ نه به برگ
نــــــه بــــه ايــــــن آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
مـــــن ؛ بـه اين جمله نمي انديشم
من؛نفس پاك شقايق را درسينه كوه
صحبت چلچلــــه ها را بـــا صبــح
نبـــض پاينده هستي را درگنــدم زار
همـــــه را مي شنـــــــوم ؛ مـي بينم
مـــــــن ؛ بـــه اين جمله نمي انديشم
به تومي انديشم
اي ســــــراپــــا همـــــه خـــوبـــــي
تك و تنهــــــا بـــه تـــو مي انديشــم
تــو بدان ؛ ايــــن را تنهـــا تـــوبدان
تــــو بيـــا ؛ تــــو بمــــان بـــا مـــن
تنهــــــــا تــــــــــو بمــــــــــــــــــان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتـاب
من فداي تو؛ به جاي همه گلها توبخند
پـــــاســـــخ چلچلــــــه هــا را تو بگو
قصــــه ابـــــرهــــوا را تـــو بخــوان
تـــــــو بمـــــان بـــا من ؛ تنها تو بمان
من؛همين يك نفس ازجرعهءجانم باقيست
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش
   

                                                                       فريدون مشيري

بازم منتظر نظرای مثله خودتون خوشکل هستم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:17  توسط امــیــر | 
با اشك چشمم نوشتم كه دوستت دارم

باور نكردي كه اشك چشمم است

به خيسي چشمانم باور نداشتي

با خون قلبم نوشتم عاشقانه ميرستمت

بازم باورت نشد كه خون قلبم است

نميخواستي ببيني درلحظه اخر زندگيم لبخندت رو ببينم

به ناچار دست خوني ام را نشان دادمو تو باور نكردي

و خيره خون قلبم را كه جاري بود نظاره كردي

ولي لحظه اي بود كه چشمانم را براي هميشه بستم

و اين هم برايم كافي بود

براي يك بار چشمان خيره ات را به قلبم ديدم

و هنگام مردنم با حضور تو و عشق تو مردم

مرگ هم با عشق زيباست

ديدن تو برايم يك رويا شده ارزومه كه لااقل هنگام مرگ تو را يبينم


براي اخرين بار

 

از همه دوستای گلم معذرت میخوام که یه مدت نتونستم بیام آخه یه

مشکلاتی پیش آومد که نتونستم بیام امیدوارم منو به بزرگی خودتون ب

بخشید

منتظر کامنت های خوشکلتون هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 10:54  توسط امــیــر | 
سلام این آپ به افتخار همه با مراما و باحالای وبلاگ نویس به خصوص تو دوست خوبم که الان آومدی پیشم

چه در خواب و چه بیداری من از یادت نمی کاهم

تو را هر لحظه چو احساس نیما چشم در راهم

غزلهایم یکایک نذر چشمان غزل گویت

که من با تو جهانی را سراسر شعر همراهم

همیشه در خیال من سوالی نقش می بندد:

که آیا لحظه ای آسوده می مانیم ما با هم؟

تو را همراه خود خواندم ولی در نیمه های راه

جدا شد از دستهای سردت از دستان گمراهم

هوایت می کشاند برگ دل را دم به دم سویی

چه می خواهی از این دل این دل از راه بیراهم

ز من دوری ولی در شعرهات از غم نشانی نیست

تو را مثل تمام شاعران حساس می خواهم

اگر چه لحظه ای در سایه ات ننشسته ام اما

زیادت ای درخت آرزو هرگز نمی کاهم

 

تقدیم به همه دوستای خوبم که تو این مدت خیلی بهم کمک کردن نمیخوام

اسم کسی رو بگم به همین خاطر میگم همه دوستان وبلاگ

دوستای من از همتون ممنونم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 9:28  توسط امــیــر | 

چشم حسود بترکه

 

دختر و پسری با سرعت ۱۲۰ کیلومتر سوار بر موتور :

دختر : یواشتر من میترسم .

پسر : نه خوش میگذره .

دختر : نه نمی گذره . خواهش میکنم خیلی وحشتناکه .

پسر : پس بگو دوستم داری !

دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آرومتر .

پسر : حالا محکم بغلم کن . (دختر بغلش کرد.)

پسر : میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت ؟ اذیتم میکنه .

روزنامه های روز بعد :

موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اصابت کرد .

موتور ۲ نفر سر نشین داشت اما فقظ ۱ نفر نجات یافت .

حقیقت این بود که اول سر پایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده

 اما نخواست دختر بفهمد در عوض خواست که یک بار دیگر بشنود دوستش دارد .

 

 

منتظرتون بودیمو هستیم

امیر

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 2:28  توسط داداش گلم | 
سلام دوستان گلم مخصوصا داش امیر گلاب

منم از این روز به بعد افتخارش نسیبم شد تا با این وبلاگ خدمت شما باشم البته این وبلاگ کماکان برای اقا امیر و من یکی از نویسنده هاشم

برو که رفتیم....

 

به كودكی گفتند :عشق چيست؟ گفت : بازی...  

به نوجوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازی...

به جوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت...

به پيرمردی گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر...

به عاشقی گفتند : عشق چيست؟

چيزی نگفت آهی كشيد و سخت گريست...

به گل گفتم: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره...

به پروانه گفتم: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره...

از آتش پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من سوزانتره...

شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت :از من عاشقتر...

از خودش پرسيدم عشق چيست ؟ گفت: نگاهی بيش نيستم...

اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه می گویید؟

Heart Smile منتظر نظراتتون هستیم!Heart Smile 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 18:43  توسط داداش گلم | 

وقتی کسی رو دوست داری ، حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو ، به خاطر اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو

حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

حاضری مسخرت کنن ، تموم آدمای شهرٍ

امّا نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:53  توسط امــیــر | 

               

                           

کاروان رفته بود و دیده ی من

همچنان خیره مانده بود به راه

خنده میزد به دلم درد و رنج و اشک

شعله می زد به تار و پودم آه

رفته بودی و رفته بود از دست

عشق و امید و زنگانی من

رفته بودی و مانده بود به جا

شمع افسرده ی جوانی من

شعله سینه سوز تنهایی

باز چنگال جان خراش گشود

دل من در لهیب این آتش

تا رمق داشت دست و پا زده بود

چه وداعی چه درد جانکاهی

چه سفر کردن غم انگیزی

نه نگاهی چنان که دلم میخواست

نه کلام محبت آمیزی

گه در آنجا نمی شدم مدهوش

دامنت را رها نمی کردم

وه چه خوش بود کاندر آن حالت

تا ابد چشم باز نمی کردم

وای بر من گریه نداد مجال

که زنم بوسه ای بر رخسارت

چه بگویم فشار غم نگذاشت

که بگویم((خدانگهدارت))

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:14  توسط امــیــر | 
7

تقدیم به تو که میدونم که میدونی دوست دارم  آره خود تو عزیزترینم به تو هستم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 3:32  توسط امــیــر | 
چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو ؟
بی تو مردم ، مردم
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی ، روی تو را
کاشکی می دیدم
شانه بالازدنت را
بی قید
و تکان دادن دستت که
مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که
عجیب !‌عاقبت مرد ؟
افسوس
کاش می دیدم
من به خود می گویم:
” چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟ “
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 18:10  توسط امــیــر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و از خوندن مطالب خسته نشید
این وب فقط واسه دل خودمــــه و اونایی که مثله خودمن
من و حمید دو تا دوستیم یعنی از طریق وب همدیگه رو شناختیم الانم مثه دوتا داداشــــــیـــــم شایدم نزدیک تـــــر
منتظر نظراتون هستیم
##امـیــر و حــــمــیـــــــــد رضـــــــا##

پرسیدند بهشت را خواهی یا دوست؟
گفتم جهنم است بهشت بی دوســـــــــت.

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
نویسندگان
امــیــر
داداش گلم
پیوندها
آبجی گلم
eshghe2009
شمع خاموش
تک تیر انداز(ليلا جون مهربون)
داش میلاد
الی جون
اسیر تنهایی
قصر خیال
sarayfarshid
shazadeh1
سکوت عشق
فرنوش خانم قلی پور
عاشقانه ها(کاکو محسن)
سکوت ستاره
عشق گمشده
داداش بهروز گل
آقا سینا گل
ستار همسفر خاطره ها
شیتیل ها(دوستای گلم)
سایت رسمی طرفداران dg mehrdad
یکی یدونه(داداش حمید رضا)
حامد (دنيابارفقا,سپاس از جهاندار فریاد رس)
عشق پنهان (شیما خانم)
تنها ترین تنهایان (سحر خانم)
TinA
شب های تنهایی
اشنايي كه به نظر تو غريبست
سوهان روح پسرا(پانیذ جونم)
معشوقه
محسن جون
دختر آفتاب
sevdaجونم
من و تو
نرگس جون(شب آفتابی)
ما چند نفر
تك ستاره تنها (نازنين جون)
تقدیر( پارسای عزیز)
فهمیه خانوم(برای بهترینم)
جفنگیات (زبل خان)
جدیدترین عکس های انجلیا جولی(سمر جون)
داداش جواد عزیزم
آقای فوضولچه عزیز
فريبا جان(بوسه)
shervin Jocker(داداش شروين عزيزم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM